دل م بغض دارد و چشمان م اشک ... و دقایق م هلهله ی مریض !
تو که نیستی و من با ... چه کنم های تنهایی ... به هم پیوند خورده ایم !تو که نمی بینی چگونه همهمه ی خاطره ها چه مظلومانه چون بغض ِ غریب ِ باران بر پنجره ی کبود ِ دلتنگی ... زمزمه می کند !
کاش بودی تا اینهمه نطفه های آرزوهای بی سرانجام به ای کاش های محال ... راه نداشت !
رفتی و ندیدی حجم ِ سنگین ِ نبودن ت و تا همیشه در آسمان ماندن ت ..چگونه مس
برچسب: آسمان,نشین,قراریست,
نویسنده: سارا رجبی
تاريخ: جمعه
3 شهريور
1396 ساعت: 1:55